علی در استخر توپ ها
علی در استخر توپ ها
علی عاشق رنگ بازیه !
امروز با رنگ انگشتی، هنرهای خودش رو بر دیوار آشپزخوانه به تصویر کشاند!
ماشاالله صبح تا شب کالری میسوزونه !!
پریروز مامانش رفته بود واسه خرید، مادرجون و بقیه هم نبودن، علی هم طبق معمول فقط میخواست ورج و وورجه کنه! نزدیک به نیم ساعت بازی کردن پی در پی ، آخرش خسته شد که دراز کشید رو زمین و در حالی که دست و پاش رو باز کرده بود، منم سریع یه عکس ازش گرفتم که تصویر زیر نشانگر همون صحنه است:
دیروز هم خیلی دلش هوای کوچه رو کرده بود که با هم رفتیم تا سرکوچه …
با اون پاهای کوچیکش تند تند راه میرفت

دیشب علی کلاه آقاجونش رو گذاشته بود روی سرش
وقتی این عکس رو میبینم ، یاد فرمانده های شوروی می افتم